برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
شب جمعه که نباید خوابید..
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
بعدها درباره این روزها می نویسند؛ از ما تا نابودی راهی نمانده بود، تا اینکه فاطمیه شد.
+ هفت روز.
+ شک ندارم که اگر بخواهم ادای شادیهای مردم این روزگار را در بیاورم، روز چهلم میمیرم. ما تا آن روز موعود غمگینیم؛ فقط به رسم سفارششده، پنهان میکنیم.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
اندازه هزارنفر آدم حرف دارم و حرفشنو نیست.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
من کوه درد هستم و دردآشنا کم است...
مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن...
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
دلم میخواهد خودم را پرت کنم روی یک سطح نرم، فرو بروم، فرو بروم، و هیچ کار نکردهای نداشته باشم. که یک لحظه راحت، چشمهایم را بگذارم روی هم، بیکابوس بخوابم..
حیف شد که انسان «فانی» نیست. نه؟ فکر «بعد»، مگر یک لحظه راحتمان میگذارد؟!
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
بنشین و فقط شاهد ویرانی من باش...
#تقی_سیدی
+ شعر آبکی..
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
کاش قبل مردن از خفگی، دستم به نوشتن برود.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
کاش بودی عزیزم! بغلم میگرفتی، میبوسیدیام، روی پات مینشاندیم، من هم خودم را میزدم به آن راه؛ انگار نه انگار بوی انار و گلپر، از حضور تو منتشر شده..
عزیزم! چرا نمیشود از بوی بودنت عکس گرفت؟ خودت که مدام نیستی..
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
کاش بودی، صحبتِ سکوت انبوهِ لحظههایم میشدی. صدا میشدی. کاش بودی نشانت میدادم توی هرلحظه چند سال تنهایم. کاش بودی.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
من از فکر تو بیدارم..
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا